بازم همون اتفاق برای بار سوم افتاد، بدون دلیل بدون هدف، ولی فکر کنم ایندفه فرق داره یه چیزی تو دلم خالیه که ... حسیه که تجربش نکرده بودم
سعس میکنم ترکش کنم بزم مثل همیشه تاکید میکنم به خودم که فقط سعی میکنم ولی یه حسی میگه این بار میتونم
وقتی میدونی مخاطب نداری هر شرو وری که میاد تو ذهنت مینویسی ... دلم تنگ میشه فقط دلم هی تنگ میشه خیلی تنگ
(خود سانسوری شد اینجاش)
در کوی عشق جان را باشد خطر اگر چه جایی که عشق باشد آنجا خطر نباشد...
عاشق هرچی بودم تو زندگیم دنبالش رفتم چوبشم خوردم...
برچسب:
نویسنده: یوسف زارعینیا