اوین - تاریخ: 1398/2/22 ساعت: 3:22
روزي زندان اوين موزه خواهد شدو من به بند 240 خواهم رفتو به جاي ِ خالي ِ مردي در سلول نگاه خواهم كردكه پشت به بينندهمانند جنيني توي خودش مچاله شدهرو به ديوار دراز كشيدهو به روزي فكر ميكندكه اوين موزه
من - تاریخ: 1398/2/22 ساعت: 3:22
باید خودم را ببرم خانهباید ببرم صورتش را بشویمببرم دراز بکشددلداریاش بدهم، که فکر نکندبگویم که میگذرد، که غصه نخوردباید خودم را ببرم بخوابد«من» خسته است
مهم نیست - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:59
چه حالي شدم وقتي ديدم تلاشم يهو بي ثمر شدچقد بي قراري کشيدم روزاي بدي بود سر شداگر خوبم روبراهم کنار اومدم من با دردمزمان تو رو سرد کرده ولي من فراموش نکردم ولي من فراموش نکردمواسه اين بلايي که تو سر روزگارم آوردمهمينکه خوبه حالم يعني نون قلبمو خوردمواسه عمري که مفت دادم پاي عاشقيه گرونتشکستم ولي با...
فال این هفتم بود - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:59
افکار منفی را از ذهنتان دور بکنید و در رفتارتان همان قاطعیتی را بروز دهید که در گفتارتان به نمایش می گذارید. خود را از کلیشه های اطرافتان دور نگه دارید و سعی کنید اختلافات را از ریشه حل کنید. خداحافظی کار سختی است که مجبور به انجام آن می شوید. بهتر است دلتان را با خودتان به جایی ببرید که قدرش را بدا...
one last goodbye - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:59
How I needed youHow I bleed now you're goneIn my dreams I can see youBut I awake so alone I know you didn't want to leaveYour heart yea ed to stayBut the strength I always loved in youFinally gave way Somehow I knew you would leave me this waySomehow I knew you could never stayAnd in the early mo in...
کفر - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:59
از کفر من تا دین تو ، راهی به جز تردید نیست ! دلخوش به فانوسم مکن ، اینجا مگر خورشید نیست ؟... با حس ویرانی بیا ... تا بشکند دیوار من چیزی نگفتن بهتر است ، تکرار طوطی وار من بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود با عشق آنسوی خطر ، جایی برای ترس نیست در انتهای موعظه ....
دارم میرم سفر .... - تاریخ: 1397/6/12 ساعت: 20:53
دارم میرم ولی دلم میخواد باشم کنار تو می ترسم از این که یه عمر باشم در انتظار تو ....
تلخ - تاریخ: 1397/6/12 ساعت: 20:53
درماندگی یعنی که فهمیدم ... وقتی کنارم روسری دارییک تارِ مو از گیسوانت را ... در رختخوابِ دیگری داریآخر چرا با عشق سر کردی ... محدوده را محدودتر کردیاز جانِ لاجانت چه می خواهی ... از خطِ پایانت چه می خواهی
عنوان ندارد - تاریخ: 1397/6/12 ساعت: 20:53
شب ناگهان چقدر غم انگیز است این آسمان چقدر غم انگیز است شکل زمان چقدر غم انگیز است یعنی جهان چقدر غم انگیز است وقتی که تو بدون وطن باشی یعنی که د
مرگ - تاریخ: 1397/6/12 ساعت: 20:53
حتّي تو هم... ول كن! نمي خواهم بگويم حالا كه با پايان قصّه روبرويم من سعي كردم مثل اين مردم نباشم وقتي خدا مي سوخت «من » هيزم نباشم حالا خدا مرده... و من مرده... و هرچه دنياي من خالي ست از دنيا، اگرچه
کاش... - تاریخ: 1397/6/12 ساعت: 20:53
کاش بودي! که مرا درک کني... کاش بودي! که به حرف دل من گوش کني، لحظه اي! ثانيه اي! باشي تو و سپس باز مرا ترک کني. کاش مي شد که بيايي اينجا ، نه براي همه ثانيه ها! فقط!
پیر شدم - تاریخ: 1397/6/12 ساعت: 20:53
من در این اوج جوانی ز جهان سیر شدم - صورتم گرچه جوان است ولی پیر شدم...
... - تاریخ: 1397/6/12 ساعت: 20:53
هنوز برای قرض گرفتن هیزم از همسایه ها هوا آن چنان سرد نیست.
تمام میشوم - تاریخ: 1397/6/12 ساعت: 20:53
هر روز که میگذرد تکهتکهام میکند مینشینم تکههای خودم را جمع میکنم کنار هم میچینم میبینم تکهای گم شده هر روز که میگذرد سبکتر میشوم زمانی اگر تکههای گمشده را پیدا کردی کنار هم بچین او
لبخند - تاریخ: 1397/6/12 ساعت: 20:53
براي خنديدن هنوز راههاي زيادي پيدا ميشود ميتواني جلوي آينه بايستي و براي خودت شكلك دربياوري (اين كار فقط يكبار خندهدار است) ميتواني بنشيني و حماقتهاي زندگيات را يكي يكي پيش رو بگذاري و بشم
رویا - تاریخ: 1396/11/29 ساعت: 11:29
دادی به پای من هر چی که داشتی لعنت به من چرا توی این خونه جاش نیتو عاشق منی من گیر قبلمم چشمام دستمه اشکام این قلممن رو به حال من سخته برای تو تف به ت
رها - تاریخ: 1396/11/29 ساعت: 11:29
اونقدر آدمها قبل من و تو غصه خوردن، لب پنجره سیگار کشیدن، عاشق شدن، فارغ شدن، فحش دادن..اونقدر آدمها قبل من و تو بردن، باختن، گذاشتن رفتن، گم و گور شد
بی نام - تاریخ: 1396/11/29 ساعت: 11:29
کنار بیا با هرچی درد توی سینه استفشار بیار به پات شو تکسوار بی اسبنگام به سمت خط صاف توی جاده دلم یه کوه غصه از گذشته ساخته |+| نوشته شده تو